شخصيت اسكيزوتايپی
شخصيت اسكيزوتايپی
---------------------------------------------------------------------
اختلال شخصيت اسكيزوتايپي(Schizotypal Personality Disorder) شامل غرابت
طولاني مدت در تفكر، ادراك، ارتباطات و رفتار است ـ غرابتي آنقدر شديد كه
مورد توجه قرار گرفته، اما بهاندازهاي جدي نيست كه تشخيص اسكيزوفرني را
ايجاب كند، درواقع بسياري از آشفتگيهايي كه مشخصة اختلال شخصيت
اسكيزوتايپي هستند، هرچند به صورت خفيفتر، اما مشابه همان علايمي هستند كه
در ميان افراد اسكيزوفرنيك مزمن ديده ميشود.
با اين وجود، يكسان
تلقي كردن كامل اين اختلال با اسكيزوفرني اشتباه خواهد بود؛ زيرا مادامي كه
آشفتگيهاي روان شناختي و پيش آگهي مورد توجه هستند تفاوت در شدت اختلال
اهميت زيادي دارد
جاي تعجب ندارد كه اين افراد نيز اغلب در
پرسشنامة سنجش گرايشات «اسكيزوتايپي» نمرات بالاتر از ميانگين ميگرفتند
محققان مذكور اين افراد را با عنوان «اسكيزوتايپهاي شاد» توصيف كردند
اختلال شخصيت اسكيزوتايپي حدود 3 درصد از جمعيت عمومي را دربرميگيرد و در
اين ميان هم احتمال بروز معيارهاي تشخيصي در مردان بيشتر است
علائم
(1) عقايد انتساب (به جز هذيان انتساب)،
(2) باورهاي عجيب يا تفكر سحرآميز كه بر رفتار تأثير گذاشته و با هنجارهاي
مربوط به خرده فرهنگ، سازگاري ندارد (به عنوان مثال، خرافهپرستي، اعتقاد
به غيب بيني، تلهپاتي و «حس ششم» در كودكان و نوجوانان، خيال پردازيهاي
عجيب و غريب و يا اشغال ذهني)؛
(3) تجربيات ادراكي نامعمول از جمله توهمات جسمي؛
(4) تفكر و گفتار عجيب (به عنوان مثال: اشارات مبهم، استعاري، پيچيده، و يا كليشهاي):
(5) بدگماني و تفكر پارانوييد؛
(6) عواطف نامناسب و محدود:
(7) رفتار و يا ظاهر عجيب، نامتعارف و خاص؛
(8) فقدان دوست نزديك و قابل اعتماد به جز وابستگان درجه اول
(9) اضطراب اجتماعي شديد كه در حالت آشنايي هم برطرف نميشود و بيشتر با
ترسهاي پارانوييد مرتبط است تا با قضاوتهاي منفي در مورد خود.
(10)ميزان نابهنجاريهاي جسمي خفيف در دست و پا و سر و بينظميهاي
انگشتنگاري در ميان اين افراد بيش از افراد طبيعي و مبتلايان به ساير
اختلالات شخصيت است
علل تحت تأثير عوامل ژنتيكي است. (ميزان وقوع
اين اختلال در ميان وابستگان نَسُبي بيماران اسكيزوفرنيك بيش از ميزان آن
در ميان وابستگان افراد مبتلا به ساير اختلالات رواني است.)
عوارض
داروهاي ضدجنون در كوتاهمدت اثرات جانبی كمتری دارند ولی هنوز از
پيامدهای استفاده مداوم از اين داروها در درازمدت آگاهی نداريم
مشخص شده است كه هرچه موارد روان پريشی به مدت بيشتری درمان نشده باقي
بمانند،پيش آگهی در درازمدت بدتر خواهد شد. بنابراين، عدم توفيق در
پيشگيری از وقوع اولين دوره روان پريشی در فردی كه در برابر آن آسيبپذير
است، ممكن است عواقب وخيمي به دنبال داشته باشد.
عوارض داروهاي
ضدجنون در كوتاهمدت اثرات جانبی كمتری دارند ولی هنوز از پيامدهای
استفاده مداوم از اين داروها در درازمدت آگاهی نداريم
مشخص شده
است كه هرچه موارد روان پريشی به مدت بيشتری درمان نشده باقي بمانند،پيش
آگهی در درازمدت بدتر خواهد شد. بنابراين، عدم توفيق در پيشگيری از وقوع
اولين دوره روان پريشی در فردی كه در برابر آن آسيبپذير است، ممكن است
عواقب وخيمي به دنبال داشته باشد.
روش درمان درمان شناختي ـ رفتاري
نخستين گام عبارت است از تشخيص شناختهاي تحريف شدة مراجع. هدف اصلي اين
است كه به مراجعان آموزش داده شود كه به صورت عيني محيط خود را مورد
ارزيابي قرار دهند نه اينكه صرفاً بر واكنشهاي ذهني خود، اتكا نمايند. تا
افكار نامناسب را ناديده گرفته و به پيامدهاي تداوم كاركرد در نظامهاي
اعتقادي غيرواقع بينانه بيانديشند.
شناخت درماني بيشترين كاهش را
در آنچه كه به عنوان خصيصههاي نابهنجار ميشناسيم ايجاد كرده بود، بهويژه
در رابطه با طبقات اسكيزوتايپي.
افزايش تناسب اجتماعي:آموزش
مهارتهاي اجتماعي از طريق شكلدهي رفتار و گفتار مناسب و آموزش دادن به
مراجع برای شناسايی پاسخهای نامتناسب خودش، به انجام میرسد. در همين
حال،درمانگر به مراجع كمك ميكند تا يك شبكة حمايتی و ايمن اجتماعی را به
منظور بهبود تعاملات اجتماعیاش ايجاد نمايد.
داروهاي ضدجنون:
هنگامي كه داروهاي ضدجنون براي افراد مبتلا به اختلال شخصيت اسكيزوتايپي
تجويز ميگردد وضعيت آنها غالباً بهتر ميشود داروهاي ضدجنونتر مانند
• كلوزاپين و اولانزاپين در كوتاهمدت اثرات جانبي كمتري داشته باشند،
ولي ما هنوز از پيامدهاي استفادة مداوم از اين داروها در درازمدت آگاهي
نداريم.
• هالو پريدول بهميزان قابل توجهي علايم اختلال وسواسي ـ
جبري، افسردگي، اضطراب، خصومت، طرز فكر پارانوييد و تكانشگري در ميان
بيماران مبتلا به اختلال شخصيت اسكيزوتايپی را كاهش میدهد